باز باران٬ با ترانه
میخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر٬
کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست
در دل تو٬ آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد
باز باران٬ باز باران
میخورد بر بام خانه
بی ترانه ٬ بی بهانه
شایدم٬ گم کرده خانه

یک کار خوب براتون آماده کردم.
عکس هایی از کتاب فارسی دبستان دهه شصت الی هفتاد تقدیم به همه شما


عکس کتاب فارسی ده 60 الی 70 براتون آماده کردم که تمامی عکس ها در یک فایل PDF است برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید





اینم به یاد مدرسه تقدیم شما
یادمان باشد که یادمان رفت...
سرمشق هاي آب بابا يادمان رفت
رسم
نوشتن با قلم ها يادمان رفت
گل
كردن لبخندهاي همكلاسي
دريك
نگاه ساده حتي يادمان رفت
ترس
از معلم حل تمرين پاي تخته
آن
زنگهاي بي كلك را يادمان رفت
راه
فرار از مشق هاي توي خانه
اي
واي ننوشتيم آقا را يادمان رفت
آنروزها
را آنقدَر شوخي گرفتيم
جدّيت
تصميم كبري يادمان رفت
شعرخداي
مهربان را حفظ كرديم
يادش
بخير امّا خدا را يادمان رفت
در
گوشمان خواندند رسم آدميّت
آن
حرفها را زود امّا يادمان رفت
فردا
چكاره ميشوي موضوع انشا
ساده
نوشتيم آنقدر تا يادمان رفت
ديروز
تكليف آب بابا بود و خط خورد
تكليف
فردا نان و بابا يادمان رفت











